سلام به همه بروبچ گل و گلاب این وبلاگ! راستش خودمم باورم نمیشه بعد از این سالها دارم پست میذارم اینجا.میخواستم بگم دلم برای همتون حسابی تنگ شده. برای دو تا مریمها، نیلوفر، ساغر، یونا، عسل سادات، دیوید و بقیه دوستایی که حافظه یه پیرمرد اجازه نمیده اسمشون رو به یاد بیارم اما جاشون تو قلب این وبلاگه! آره! بعید میدونم دیگه کسی به اینجا سر بزنه. اما یادمه میگفتیم چی میشه وقتی همهمون بزرگ شدیم، بیایم سر بزنیم اینجا و خاطراتمون رو زنده کنیم. الان یادش میفتم خندهم میگیره. یاد خنگبازیای اون روزای خودمون میفتم خندم میگیره. راستش دلم هم میگیره (اوه، قرار نشد فیلم هندی بشه، ولی ...)بچهها تو زندگی خودمونم خیلی چیزا تغییر کرده. خلاصه بگم، هر کدوممون رفتیم سر خونه زندگی خودمون. دیگه خیلی چیزا مثل قبل "لعااااب" نداره. اما دوستیها همیشه پابرجاست و خاطرهها ابدی خلاصه اینکه، خواستم بگم به یادتون هستیم با اینکه سالهاست که اینجا نیستیم.امیدواریم همهتون به جاهای خوب خوب رسیده باشین و زندگی حسابی به کامتون باشه! (بعله! )خیلی سعی کردم با همون لحن 21-22 سالگیهام براتون این متن رو بنویسم تا خاطرهها زنده بشه (البته اگه موجود زندهای تو این وبلاگ پَر بزنه و بخونه )خلاصه اینکه، دوستتون داریم و خیلی مخلصیم. و از همه مهمتر، به یادتونیم.تو این دوران کرونا، مراقب خودتون باشین ~ سعید تاريخ چهارشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۴۰۰سـاعت
21:46 نويسنده 5 عدد بچه فشن باحال✖✖
برچسب:
نویسنده: رضا زارعی